على اصغر شميم

156

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

چنان‌كه در دستخط شاه نوشته شده بود ، در انجام اين مأموريت بين الاقران مفتخر و به مراسم خسروانى مستظهر گرديده است ! ! « 1 » » پس از قتل اميركبير ، منصب صدارت به ميرزا نصر اللّه خان مشهور به ميرزا آقا خان نورى اعتماد الدوله ، دشمن سرسخت اميركبير سپرده شد و اين همان كسى است كه امير او را از مقام كوچك بركشيد و بعدا به اصرار ناصر الدين شاه و سفير انگليس او را به وزارت كشور برگماشت . اعتماد الدوله هنگام پيشنهاد تفويض صدارت به وى ، اعدام اميركبير را شرط قبول صدارت قرار داده بود و اين معنى در غالب كتب تاريخ دوره‌ى قاجاريه منعكس شده است . وى پس از قتل امير ، همچنان تحت حمايت سفارت انگلستان به شغل خود ادامه داد و با آنكه چندين بار خيانت او به ايران بر ناصر الدين روشن گرديده بود ، مدت‌ها در منصب صدارت باقى ماند . قضاوت دربارهء اميركبير ظل السلطان مؤلف تاريخ سرگذشت مسعودى درباره‌ى امير چنين مىنويسد : « . . . مرحوم ميرزا تقى خان اتابك اعظم صدراعظم دولت عليه ايران بود از به دو صدارت خدمات خيلى شايسته نمايان كرد چه شد و چرا مزد خدمات او را اين قسم دادند و قدر ندانستند و چه خدماتى او كرد و سبب عزل او چه شد ؟ اولا همه خوب مىدانند و ثانيا به قدر كفايت كتاب‌ها نوشته‌اند ربطى به علم من ندارد ولى از روى انصاف بگويم و خدا را به شهادت مىطلبم كه در مقام آن مرد نمك به حلال يكتا غلو نكردم . از خواجه نظام الملك مرحوم وزير مشهور معروف سلاجقه و صاحب بن عباد وزير مشهور معروف ديالمه و پرنس بيزمارك و لرد پالمرستن و ريشليو وزير مشهور لويى سيزدهم فرانسه و پرنس كارچكف روسى ، به حق به مراتب با عرضه‌تر و بهتر بود . ملك‌زاده خانم عزت الدوله كه خواهر بطنى اعليحضرت همايونى بود اول زن آن مرحوم بود . از او دو دختر دارد . يكى تاج الملوك خانم و يكى همدم الملوك خانم ، به ميل و انتخاب عليا مهدعليا ، تاج الملوك خانم را به برادر تاجدارم اعليحضرت مظفر الدين شاه كه آن‌وقت مقام منيع وليعهدى را داشت عقد بسته شد » . غالب شعراى معاصر امير او را مدح گفته و فضايل اخلاق و كفايت و درايت او را ستوده‌اند و از جمله‌ى قاآنى قصايدى نغز و شيوا در مدح امير سروده و قصيده‌اى به مطلع ذيل : نسيم خلد مىزد مگر ز جويبارها * كه بوى مشك مىدهد هواى مرغزارها از جمله قصايد او در مدح امير است .

--> ( 1 ) - از كتاب ميرزا تقى خان اميركبير تأليف عباس اقبال آشتيانى .